X
تبلیغات
یادگاردوست
نمیتونم دست خودم نیست

قطرات اشکم همینجوری رو گونه ام  با سرعت پایین میاد

صدای هق هق و تو گلوم خفه میکنم تا بقیه نفهمن

الان باهم صحبت میکردیم ولی نذاشتم بفهمی دارم گریه میکنم

بازم تحقیر اما مهم نیست

حداقل باعث میشه دلبستگیم کمتر شه نمیدونم شایدم دیگه اصلا دوستت ندارم

ولی خودم باورم نمیشه خنده داره نه میدونم دستام یخ کرده

خوب بخوابی

خدایا  خدایای خوبم

دوستت دارم و شکرت شکرت با رالهی هزار ان هزارن مرتبه

گر نگهدار من آن است که من میدانم شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد

احساس سبکی میکنم خدایا ممنونم  که یادت اینقدر آرامش به من میده

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 23:11  توسط ماه بی تاب  | 

دلم تنگ

ناراحتم خب نمیدونم چی بگم

قسمت نمیشه ببینمت یه مدت تو فراموشم کردی و کار و خستگی رو بهونه کردی

من دلم گرفت و احساس کردم باید فاصله ایجاد شده رو حفظ کنم فکر میکردم تو اینجوری میخوای

و حالا وقتی پی ام  می ذاری و اس ام اس ات  می دی دلم برات پر میکشه

میدونم اون موقع نیومدنت فقط علتش خستگی کار روزانه بود 

اما نمیدونم چرا هنوز نمیتونم فاصله رو کم کنم

هنوز ناراحتم از کم شدن حضورت

من و ببخش میدونم نباید توقع داشته باشم

بخدا دست خودم نیست دست خودم نیستدوستت دارم

سرت و بذار رو شونه هام خوابت بگیره

بذار تا آروم دل بی تابت بگیره

نگو که از ما گذشته  دیگه دیره

من حتی از شنیدنش گریم میگیره

خیلی سخته  بغض تو گلوت باشه اما اجازه گریه کردن بهت ندن

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 3:39  توسط ماه بی تاب  |